عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

391

منازل السائرين ( فارسى )

اما خواجه مىگويد : الهام مقام محدثين است . و محدثون هم كسانىاند كه اهل مكاشفه و كرامت هستند . مقام الهام فوق فراست است . چرا كه حكمى براى فراست نيست و نادر هم مىباشد يعنى در مدت عمر ممكن است يك بار پيش بيايد و حتى براى صاحبش مشكلاتى را به همراه دارد . اما الهام ، مقام قرب حاضر است . دو نوع قرب داريم : اول قرب حضار بدين‌معنا كه اعمالت را در محضر خدا مىدانى . دوم قرب حضور است يعنى خداوند را حاضر و ناظر اعمالت مىبينى . يعنى خداوند بيننده احوال است . همان‌طور كه در دعاى مجير مىخوانيم : سبحانك يا فاطر ، تعاليت يا حاظر ، اجرنا من النار يا مجير . گاهى اوقات مىگوئيم : خداوند كارى را كه ما انجام مىدهيم ، مىداند . اما گاهى يقين پيدا مىكنيم كه خداوند حتى ذهن ما را مىخواند كه البته چه ما بدانيم و چه ندانيم خدا مىداند . اگر براين حالت مراقبت را قوى كنيم الهام حاصل مىشود . و سالك از اشارت و بشارت خداوند برخوردار مىگردد . اتفاقا خداوند متعال ما را به گونه‌اى آفريد كه قابليت الهام در ما وجود دارد و ابزار آن را هم در اختيار ما قرار داده است ، اما ما متأسفانه غفلت مىكنيم و پنبه گناه و حجاب تعلقات گوش جان ما را بسته است : به قول مولوى : پنبه اندر گوش حس دون كنيد * بند حس از چشم خود بيرون كنيد پنبه اندر گوش سرّ گوش سر است * تا نگردد اين كر آن باطن كر است بىحس و بىگوش و بىفكرت شويد * تا خطاب ارجعى را بشنويد « 1 » الهام داراى سه درجه است : الدرجة الاولى : الهام نبى ، نبأ يقع و حيا قاطعا مقرون بسماع او مطلقا . درجهء اول ، الهامى است كه بر قلب نبى وارد مىشود و وحى نام دارد . الهام ، ارتباط عام خداوند با همه موجودات است و وحى نيز نوعى الهام خاص است .

--> ( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 566 تا 568 .